اندیشه شهادت‌طلبی در حالی هم به عنوان ارزش و هم به عنوان برنامه‌ای مناسب برای صیانت از ارزش‌ها و درونمایه‌های دینی در اسلام مطرح است که شاید در نگرش مکاتب ماتریالیستی و اومانیستی موجود در غرب که مادّه و انسان را معیار سنجش می‌دانند، بی‌مفهوم و حتّی ضدّ ارزش تلقّی شود. در این اندیشه، فرد حاضر است جان خود را فدا کند تا باعث بقای دین و احیای معنوی جامعه‌اش شود.

 
موضوع شهادت‌طلبی با اعتقاد به معاد گره خورده است و طبعاً رابطه مستقیم و تنگاتنگی با معنویت، مادّه گریزی و خدامحوری دارد.بنابر چنین بینشی، این امر که انسان جانش را در معرض کشته شدن قرار دهد، در نگاه اوّل یک ارزش نیست و حتّی یک ضدّ ارزش محسوب می‌شود؛ ولی هنگامی که اهداف والایی بر این فعل مترتّب باشد، رنگ کاملاً ارزشی به خود می‌گیرد.


علی‌رغم پیشرفت‌های انکارناپذیر غرب در عرصه‌های علمی، صنعتی و نظامی، اینک شهادت‌طلبی به عنوان یک ایدئولوژی بی‌نظیر اسلام، چون سلاحی کارآمد و بی‌رقیب، نقش چشمگیری در حفظ و گسترش جغرافیایی و تاریخی اسلام و اعتلای جایگاه آن ایفا نموده و دیدگان اندیشمندان زیادی از سراسر پهنه گسترده سیاسی جهان به سوی آن معطوف شده است. این مهم با تجربه‌های متعدّد در مبارزات نظامی و سیاسی، قدرت اعجاب انگیز خود را به اثبات رسانده است.

 
هشت سال جنگ تحمیلی و نابرابر ایران و عراق و مقاومت سی و سه روزه لبنان در مقابل یکی از لشگرهای برتر نظامی دنیا، نمونه‌های روشنی از این توان عظیم به شمار می‌روند.به نظر می‌رسد با توجه به این که ابرقدرت‌های استعمارگر جهان که همواره بزرگترین مانع رشد و نفوذ اسلام بوده‌اند، با وجود اطّلاع از وجود چنین سلاح ویرانگری در میان مسلمانان، هرگز موفّق به استفاده از آن نشده‌اند، باید بیش از پیش به کالبدشکافی این موضوع پرداخت و راز این انحصار، غلبه و موانع موجود در برابر آن را بررسی کرد تا به راهکارهای اساسی و مؤثّر در حفظ و استحکام بخشیدن به آن دست یافت.